تبليغاتX
اگه ریتیک رو ببینم... Image and video hosting by TinyPic اگه ریتیک رو ببینم...
سینمای هند
 

سلام

 

باید بگم که دو سه تا از دوستان گفته بودن اگه  از مین پریم

به نتیجه رسیدم بگم بله من گیر آوردم ولی فقط شو سانجانا آی لاو یو رو

داشت اون همبر گر اینا رو نداره  دو تا از دوستان دارن یکی شیوا ومینا جون.

وحنا جون

 

شهلا جون: عزیزم از محبت خیلی خیلی ممنون خیلی خوب بود از اینکه

وقت تو گذاشتی خیلی خیلی ازت ممنونم.وخیلی خوشحال شدم

عزیزم همین که کمکم کردی ممنون هستم ازت

چندتا عکس از ریتیک عزیزم

hrithik1hrithik1

 

hrithik5hrithik6

اینم ریتیک در تبلیغات Sony Ericsson

hrithik2hrithik3

 

به خواسته زهرا جون میخوام داستان فیلم یادین رو بینویسم

ولی عزیزاینقدر  که طولانی شده نمیدونم چیکار کنم

و اگه خیلی مطلبام زیاد باشه وبلاگم دیر بالا میره حالا من

تو هر آپم یه تیکه ازش رو برات میزارم.الان تقریبا نصف

رو نوشتم با این حال ادامه در ادامه مطلب هست

 وفیلم                                                               

خوب کارینا سه تا خواهرن که با پدرشون زندگی میکنن  ومادرشون

در اثر یه ماجرایی دزد پلیسی ماشین بهش میزنه ومیمیره خوب پدر کارینا

یا همون راج دوستی داره به نام لالیت که خیلی ثروتمند هستند

 

خوب حالا داستان فیلم رو از جایی مینویسم که خواهر دوم کارینا سانیا

 ساعت 3 نصف شب هنوز نیومده خونه راج هم خیلی نگران

تو ماشین و زنگ میزنه به این ور اون ور ومیگه دختر من

سانیا نیومده خونه وبعد میره خونه ومیبینه یه عده تو یه ماشین در خونه

اون هستند ومیگن خداحافظ ومیره تو خونه

راج:کجا بودی   سانیا :تولد دوستم

راج:میدونی ساعت چند        سانیا:آره .3

راج:تو خجالت نمی کشی چند ساعت دنبالتم

سانیا:چقدر سوال میکنی مرد   راج:مرد؟؟؟؟؟؟ تو حالت خوب نیست

(آبانیکا هم میاد)

سانیا:حالا مگه چیه صبح صحبت میکنیم 

  راج:خفه شو (دست شو هم بلند میکنه که بزنه ولی نمیزنه)

سانیا:خفه نمیشم تو حق نداری به من بگی خفه شو حق نداری رو من دست بلند کنی

مگرنه به پلیس میگم فهمیدی؟بهتر که بفهمی

آبانتیکا:سانیا تو دیونه شدی

بعد راج میره تو اتاق خواب ویاد شالونی همسرش می افته

ویادش می افته که بهش میگفته که بهش میگه باید از 16 سالگی به بعد باید

با دخترامون دوست باشی ودم مرگش هم میگه باید به من یه قولی بده

تا دخترامون ازدواج نکردن با هاشون دوست باش وبعد هم کلیدهای  رو بهش میده

وصبح اون روز ایشا(کارینا)میره خونه

ویه چک به سانیا میزنه :خوب من زدمت برو به پلیس بگو بیا بریم

سانیا:ایشا .خفه شو

راج هم به خونه لالیت هست وبعد به خونه میاد

ولالیت بهش میگه بابا تو که اینقدر با پسر من رونیت دوستی

چطور نمیتونی با دخترات دوست باشی          

   زن لالیت:بابا اونا دختراشن فرق داره (واز این حرفها)

وتو خونه ایشا به سانیا گفته بابا که اومد ازش معذرت خواهی کن

وبعد معذرت خواهی میکنه و3تایشون میرن تو بقل راج وگریه

میکنن وبعد راج هم میگه باید بریمکشوذم هندوستان ومیرن اونجا

وبه رونیت هم ایمیل میزنه:من رفتم کشورم هندوستان ازت معذرت میخوام

ادامه در


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محیا در جمعه دوم شهریور 1386 | موضوع: |
 
 
بالا
اگه ریتیک رو ببینم...
سینمای هند
 <-PostTitle->
<-PostContent->
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محیا در <-PostDate-> | موضوع: <-PostCategory-> |
 
 
بالا
سینمای هند
 <-PostTitle->
<-PostContent->
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محیا در <-PostDate-> | موضوع: <-PostCategory-> |
 
 
بالا